زیبا باش اما یکم تندتر! ساده تر!

خرید بک لینک
+ دیروز بیدار شدم دیدم شب قبلش ب جانم پیام داده: بیداری؟صبح که بیدار شدم جوابشو دادم، یس خوندم روزمو شروع کنم، یه دعای توسل هم خوندم و وسطش سلامتی خواستم برای همه و بابای ن هم گفتم...سر صبحانه بودم جو زیبا باش اما یکم تندتر! ساده تر!...

ما را در سایت زیبا باش اما یکم تندتر! ساده تر! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 74 تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:08

+ این دفعه مامان نمیذاره تنها برم تهران، میخواستم هرجور شده به سوم باباش برسم، مامان گفت نرو... گفت بعد از دایی اذیت میشه دلهره میکشه تنها مسافرت برم... گفتم باشه نمیرم...

یه آخیش از ته دل گفت، دلم براش رفت...

+ دوست داشتم کنار ن باشم... تو این روزهای سختش پیشش باشم ولی حرف مامانم رو چشممه...

+ نمیتونم از فکرش بیرون بیام، فعلا فقط دعا ازم برمیاد... تا آروم بگیره.

خدایا به حق صبوری حضرت زینب ع...

خودت به ن و خانوادش صبر بده خدا...

زیبا باش اما یکم تندتر! ساده تر!...

ما را در سایت زیبا باش اما یکم تندتر! ساده تر! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 111 تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:08

+ مخصوصا اونجا که ایهام میگه؛حال من بعد از تو مثل دانش آموزیست که،خسته از تکلیف شب خوابیده روی دفترش...+ بعدِ تو دایی... معادلاتم بهم ریخته جانِ دل...+ آهنگ "حال من" ایهام،یه روزم که حالشو داشتم می زیبا باش اما یکم تندتر! ساده تر!...

ما را در سایت زیبا باش اما یکم تندتر! ساده تر! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 124 تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:08

+ دوست داشتم امروز برم پیش دایی، به رسم ادب بشینم کنارش و براش یه شمع کوچولو روشن کنم و یس بخونم... ولی دخترعمه و همسرش اومدن و نشد که برم...دیروز تو آموزشگاه براش کاکائو تلخ خیرات کردم ولی به خوابم ن زیبا باش اما یکم تندتر! ساده تر!...

ما را در سایت زیبا باش اما یکم تندتر! ساده تر! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 94 تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:08

+ خسته تر از اونی ام که بگم چقدر دلم تنگه...

و چه حالی ام...

اما با لبخند ادامه میدم.

زندگی می کنم چون عاشقم.

زندگی.

زیبا باش اما یکم تندتر! ساده تر!...

ما را در سایت زیبا باش اما یکم تندتر! ساده تر! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 112 تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:08

+ کم کم یاد میگیریم چجوری از خودمون مراقبت کنیم و چیکار کنیم حالمون بهتر شه.

یاد میگیریم چجوری زندگی کنیم و فقط زنده نباشیم.

یاد میگیریم دنیا، میگذره، پیش میره، چه ما باهاش هماهنگ باشیم چه نباشیم.

هماهنگ نباشیم که چند هیچ عقبیم، هماهنگ باشیم هم جهان با ما هماهنگ میشه...

یاد میگیریم روح و قلبمون باید بزرگ باشه تا بتونیم با آرامش زندگی کنیم....

کم کم یادمیگیریم، به چه بهایی، اللهُ اعلم!

زیبا باش اما یکم تندتر! ساده تر!...

ما را در سایت زیبا باش اما یکم تندتر! ساده تر! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 88 تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:08

+ یک ماه پیش دقیقا این موقع آخرین پست رو نوشتم، و حالا ۱۳ آبان دوباره برگشتم.

جالب بود! :/

پر از فکرم، چون باید بهش فکر کنم.

یه چایی نبات زدم تا ببینم خدا چی میخواد.

باید بنویسمش، بیاد رو کاغذ بلکه واضح شه :|

+ خدا برامون خوب میخواد حتما.

+ خدایا همه جوره شکرت.

زیبا باش اما یکم تندتر! ساده تر!...

ما را در سایت زیبا باش اما یکم تندتر! ساده تر! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 72 تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:08

+ جمعه ای با داداشم صحبت میکردم، میگفت تو مثل نوشته ی رو آینه بغل پراید میمونی!

از اون چیزی که تصور میکنیم فهمیده تری، رو آینه بغل پراید نوشته اجسام از اون چیزی که تصور میکنین به شما نزدیکترن، تو هم نسبت به سنت خیلی بزرگتری و از اون سنتی که تصور میکنیم بیشتر متوجه میشی...

میگفت خیالم ازت راحته، نه هول میشی دست و پاتو گم کنی بگی آره، نه همینجوری رد میکنی، از فرصتت استفاده میکنی، بهش فکر میکنی، آره یا نه گفتنت فکر شده اس...

+ شخصاً به فداشم.

زیبا باش اما یکم تندتر! ساده تر!...

ما را در سایت زیبا باش اما یکم تندتر! ساده تر! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 82 تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:08

+ یادم نره امروز بود که:

نمازم تموم شده بود، پای سجاده بودم تسبیح میزدم، گفتم دلم خیلی گرفته، دلم میخواد برم یه جا که هیشکی نباشه، قلوپی اشکم قل خورد رو چادر...

+ نشستم رو تخت و "دلتنگ" علیرضا عصار رو پلی کردم...

دونه دونه لباسهای شسته رو تا کردم تا فکرمم یکم تا شه...

+ به حرفم میرسی یک روز

تو هم همرنگ من میشی

تو هم یه آدمی دیگه

تو هم دلتنگ من میشی

...

"علیرضا عصار/دلتنگ"

+ خدا کنه یه روز حال گذاشتن متنشو داشته باشیم بیام ثبتش کنم، خیلی خوبه آخه ^_^

زیبا باش اما یکم تندتر! ساده تر!...

ما را در سایت زیبا باش اما یکم تندتر! ساده تر! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 91 تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:08

+ صبحی آماده شدم برم سرکار، در اتاق بسته بود، بابا کیسه برنجارو از اتاقشون میبرد پارکینگ پیش مامان، در زد، آماده بودم کیفمم رو دوشم که برم...

درو براش باز کردم، گفت: داری میری؟ گفتم: آره.

همونجوری که مواظب بود دستهای خاکیش بهم نخوره خودشو خم کرد صورتشو کشید سمتم بوسیدتم و رفت...

و من حس کم بودن کردم!

من کم نمیبوسمشون، روی ماهشونو، دستها و پاهاشونو...

ولی تو این جو سنگین پاشی بیای روی دخترتو ببوسی دل قشنگی میخواد.

من کم بودم و بابا خیلی زیاد...

+ بیاین یکم بیشتر باشیم.

زیبا باش اما یکم تندتر! ساده تر!...

ما را در سایت زیبا باش اما یکم تندتر! ساده تر! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 101 تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:08

صفحه بندی